تبلیغات
 روز زیبا
روز زیبا
نوشته شده در تاریخ شنبه 23 خرداد 1388 توسط علیرضا | نظرات ()

 



نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 26 تیر 1387 توسط علیرضا | نظرات ()
طبقه بندی: عمومی/طب، 

بیانیه ی میر حسین موسوی

انالله وانا الیه راجعون/تمامی راه‌ها برای احقاق حق بسته شده/شاید تذکر شما مفید واقع شود

قلم - میرحسین موسوی در بیانیه‌ای بسیار مهم به علمای قم، از آنها خواست تا در راستای صیانت از آرای مردمی که دچار چنین زیان عظیمی شده‌ا‌ند، به مسوولان تذکر دهند.

به گزارش قلم‌نیوز، ‌متن بیانیه بسیار مهم میرحسین موسوی خطاب به علمای قم به این شرح است:

"بسم‌الله الرحمن الرحیم

انا لله و انا الیه راجعون

محضر مبارک مراجع عظام و علمای اعلام

با اهدای سلام، اینجانب اطمینان دارم که روند حوادث انتخابات ریاست جمهوری دهم را با دقت پیگیری کرده‌اید. اگر چه توسل به دروغ و استفاده‌ی بی حساب از امکانات عمومی و دولتی برای تبلیغات یک‌سویه به سود نامزد حاکم به خوبی نشان دهنده عزم این گروه خاص برای پیروزی به هر قیمت و از هر راه ممکن بود، اما تصور تقلب در آرای مردم تا این اندازه و برابر انظار شگفت‌زده جهانیان از حکومتی که تعهد به عدالت شرعیه از ارکان اساسی آن شمرده می‌شود، برای کسی ممکن نبود.

امروز که با حیرت تمام شاهد چنین تصورات جسورانه در امانت مردم هستیم و تمامی راه‌ها برای احقاق حق بسته شده، مواجه شدن مردم مظلوم با سکوت علما و مراجع که ملجا راسخ این ملت شمرده می‌شوند، خسارتی بیش از یک تغییر در آرا را به دنبال خواهد داشت.

عواملی به بهانه‌های واهی با چوب و چماق و باطوم و شوک الکتریکی به جان اعضای ستادهای اینجانب و مراجعه کنندگان سرگردان و مبهوت از این وضعیت افتاده‌اند، در حالی که امیدی به کارایی قوه قضاییه محترم نمی‌رود زیرا جایی که دادستان کل کشور نتواند از سخن قانونی خود در پیشگیری از سخنرانی اضافی نامزد حاکم در سیما جلوگیری نماید، با چه ابزاری می‌تواند از این خشونت سیاه بازداری کند؟ به حسب وظیفه صیانت از آرای مردمی که اینک دچار چنین زیان عظیمی شده‌ا‌ند عرض حالی تقدیم و یادآور می‌شوم که شاید تذکر به جای شما به مسوولان مفید واقع شود.

ایاک و الظلم لمن لیس له الا الدعا

برادر شما - میرحسین موسوی"

 

 

 

به امید پیروزی حق بر باطل



نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 21 فروردین 1387 توسط علیرضا | نظرات ()
طبقه بندی: عمومی/طب، 

سلام    خدمت شما دوستان  عزیز.

فعلا در حال ساخت سایت  هستیم.

تا بعد!!!!



نوشته شده در تاریخ یکشنبه 8 مهر 1386 توسط علیرضا | نظرات ()
طبقه بندی: عمومی/طب، 

به نامه خدای پاکی ها



داستانی جالب در رابطه با خدا و....

حتما بخوانید.Smiley

هوالمحبوب

یکی بود یکی نبود

 

یك مرد بود كه تنها بود

یك زن بود كه او هم تنها بود

زن به آب رودخانه نگاه می كرد و غمگین بود

مرد به آسمان نگاه می كرد و غمگین بود

خدا غم آنها را میدید و غمگین بود

خدا گفت:

شما را دوست دارم

پس همدیگر را دوست بدارید

وبا هم مهربان باشید

مرد سرش را پائین آورد

مرد به آب رودخانه نگاه كرد و در آب زن را دید

زن به آب رودخانه نگاه میكرد،مرد را دید

.....................................

.....................................

خدا به آنها مهربانی بخشید و آنها خوشحال شدند

خدا خوشحال شد و از آسمان باران بارید

.........................Smiley

..........................Smiley

مرد دستهایش را بالای سر زن گرفت تا خیس نشود

(زن خندید)

خدا به مرد گفت:

به دستهای تو قدرت می دهم تا خانه ای بسازی

و هر دو در آن زندگی كنید

مرد زیر باران خیس شده بود

زن دستهایش را بالای سر مرد گرفت

(مرد خندید)

خدا به زن گفت:

به دستهای تو همه زیبائیها را می بخشم

تا خانه ای را كه او می سازد،زیبا كنی

مرد خانه ای ساخت و زن خانه را گرم كرد،آنها

 خوشحال بودند

................................

..................................

خدا خوشحال بود

یك روز زن پرنده ای را دید كه به جوجه هایش غذا

می داد...

دستهایش را سوی آسمان بلند كرد تا پرنده میان

دستهایش بنشیند...

 

اما پرنده نیامد... پرواز كرد و رفت

و دستهای زن رو به آسمان ماند،مرد او را دید...

كنارش نشست و دستهایش را به سوی آسمان بلند كرد

خدا دستهای آنها را دید كه از مهربانی لبریز بود

فرشته ها در گوش هم پچ پچی كردند و خندیدند

خدا خندید و زمین سبز شد 

.................

...................

خدا گفت:

از بهشت شاخه ای گل به شما خواهم داد

فرشته ها شاخه ی گلی به دست مرد دادند

........................

............................

مرد گل را به زن داد

و زن آن را در خاك كاشت

خاك خوشبو شد

پس از آن كودكی متولد شد كه گریه می كرد...

زن اشكهای كودك را میدید و غمگین بود

فرشته ها به او آموختند كه چگونه طفل را در آغوش

بگیرد و از شیره ی جانش به او بنوشاند

مرد زن را دید كه میخندد،كودكش را دید كه شیر

مینوشد

بر زمین نشست و پیشانی بر خاك گذاشت

خدا شوق مرد را دید و خندید

وقتی خدا خندید

پرنده بازگشت و بر شانه مرد نشست

خدا گفت:

با كودك خود مهربان باشید تا مهربانی را بیاموزد

راست بگوئید تا راستگو باشد

گل و آسمان و رود را به او نشان دهید تا همیشه به

یاد

من باشد.

روزهای آفتابی و بارانی از پی هم گذشت...

زمین پرشد از گلهای رنگارنگ و لابلای گلها

پرشد از بچه هایی كه شاد دنبال هم میدویدند.

خدا همه چیز و همه جارو می دید

می دید كه زیر باران مردی دستهایش را بالای سر زنی

گرفته است،تا خیس نشود

زنی را دید كه در گوشه ای از خاك

با هزاران امید شاخه گلی میكارد

دستهای بسیاری را دید كه به سوی آسمان بلند شده اند

و پرنده هایی كه...

خدا خوشحال بود 

چون دیگر...

غیر از او هیچكس تنها نبود.Smiley 

 



ادامه مطلب
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 21 شهریور 1386 توسط علیرضا | نظرات ()
طبقه بندی: عمومی/طب، 

استاد محسن چاوشی

مابقی عکس استاد(محسن چاوشی)در ادامه مطلب........بورو بالا





ادامه مطلب

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 21 شهریور 1386 توسط علیرضا | نظرات ()
طبقه بندی: عمومی/طب، 

اینم چندتا عکس باحال واسه شماSmiley

http://i34.tinypic.com/kesxds.jpg

بزرگ ترین کشتی تفریهی جهان

http://i38.tinypic.com/nld3ld.jpg

http://i36.tinypic.com/97s4gm.jpg

http://i33.tinypic.com/fn7r6a.jpg

اولین هتل ۷ستاره دنیا

http://i34.tinypic.com/2e3d3z7.jpg

بقیه عکس در ادامه مطلبSmiley



ادامه مطلب
درباره وبلاگ
جستجو
آخرین مطالب
آرشیو
موضوعات
نویسندگان
پیوند ها
پیوندهای روزانه
صفحات جانبی
نظر سنجی
نظرتان در مورد مطالب وبلاگ




آمار سایت
بازدیدهای امروز : 32 نفر
بازدیدهای دیروز : 46 نفر
كل بازدیدها : 416 نفر
بازدید این ماه : 86 نفر
بازدید ماه قبل : 94 نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :